تأثیرات فرهنگی افزایش قیمت بلیت و حـذف اقشار کمدرآمد از سینـما
هر سال با رسیدن به روزهای آخر سال و در آستانه سال جدید، گمانهزنیهایی درباره افزایش قیمت بلیت سینما میشود. این بار حرف و حدیثهایی مبنی بر احتمال افزایش هزینه این بلیت به 40 تا 50 هزار تومان شنیده میشود.
افزایش قیمت بلیت سینما اگرچه یک فعل و انفعال اقتصادی محسوب میشود، اما به طور مستقیم روی وضعیت فیلمها و محتوا و سوگیری فرهنگی و اجتماعی آنها تأثیر میگذارد. به این معنی که این افزایش، در درازمدت موجب تضعیف و تقویت جریانهایی در سینمای کشورمان خواهد شد. اما این تأثیرات چیست؟ بالا رفتن قیمت بلیت سینما چه اثری بر فرآیندها و جریانات سینمایی کشورمان درپی خواهد داشت؟
یکی از رایجترین گزارههایی که مردم درباره سینما نرفتن به کار میبرند، بالا بودن هزینه این عمل فرهنگی است. اگر دقیق بنگریم، در گذشته، به طور مثال در دهههای 60 و 70 این هزینه در مقایسه با بسیاری دیگر از مخارج زندگی روزمره ناچیز بود، اما واقعیت این است که الان دیگر قیمت بلیت 40 یا 50 هزار تومانی از نظر اکثریت قریب به اتفاق شهروندان- حتی آنها که هنوز هم سینما رفتن جزء سبد فرهنگیشان باقی مانده- مبلغ درشتی است و از آن مهمتر اینکه ارزش عموم فیلمهایی که روی پرده میرود نسبت به پولی که بابت تماشای این آثار پرداخته میشود، در سطح پایینتری قرار دارد.
اما نکته مهم این است که چنین افزایشی، حتماً به سیاستگذاریهای فرهنگی نظام آسیب خواهد زد. همچنانکه تاکنون، عرصه فرهنگی کشورمان دچار آسیبهایی، ناشی از سنگین بودن هزینه حضور در تالارهای اجرای برنامههای هنری شده است. خیلی قبل از سینما، این تئاتر و موسیقی بودند که از این ناحیه هم لطمه دیدند و هم آسیب زدند. به این معنی که گران بودن بلیت اجراهای تئاتر و کنسرتهای موسیقی، باعث شده که مخاطب آنها به یک قشر خاص که به راحتی از پس تأمین اینگونه هزینهها برمی آید محدود شود. این اقشار، به خاطر قرار گرفتن در یک بافت زیستی و اجتماعی خاص، در زمینه فرهنگی و هنری نیز عموماً دارای سلیقه خاصی هستند. از آنجا که تولیدکنندگان محصولات فرهنگی، اغلب درپی کسب رضایت مشتریهای خود هستند، در نتیجه حاصل کار آنها بیشتر باب علاقه مرفهین است. به همین دلیل هم مردم و ارزشها و آلام و آرمانهایشان در اجراهای تئاتری و موسیقایی حضور بسیار کمرنگی دارند.
سینمای کشورمان نیز طی دوران پس از دوم خرداد سال۷۶ به این وضعیت گرفتار شد. به جرأت میتوان گفت که ۸۰ درصد تولیدات این عرصه، بیارتباط با جامعه و پاسخگوی دغدغهها و تعلقات فکری و فرهنگی طیفهای فرادست اجتماع هستند. افزایش هر ساله قیمت بلیت سینما- به استثنای برخی سالها که هیچ تغییری در آن رخ نداد- موجب طبقاتی شدن سینماهای کشورمان شده است. با گذری بر پردیسهای سینمایی میتوان دریافت که اکثریت حاضران در این اماکن، عضو طبقات متوسط به بالا هستند و به ندرت میتوان از قشرهای کم درآمد جامعه افرادی را دید که به سینما بروند. این درحالی است که قبلا دقیقا برعکس بود و سینما یکی از تفریحات فرهنگی اقشار کمدرآمد جامعه محسوب میشد. مصداق بارز این مسئله نیز تفاوت ساخت سالنهای سینما در این دوران با دهههای قبل است. در گذشته، اغلب سالنهای سینما در مناطق میانی یا متمایل به پایین شهر ساخته میشدند چون بیشتر تماشاگران فیلمها را کارگرها و گروههای زحمتکش جامعه تشکیل میدادند. اما در دو دهه اخیر، به موازات تعطیلی خیلی از سالنهای سینما در جنوب شهر و شهرستانها، پردیسهای جدید، بیشترشان در مناطقی ساخته شدهاند که طبقات شمال شهرنشین و اشراف، دسترسی راحتتری به آنها دارند! در صورت رسیدن قیمت هر بلیت سینما به 50 هزار تومان، یک خانواده پنج نفره برای تماشای یک فیلم، به احتساب پول ایاب و ذهاب و خوراکی و تغذیه، باید مبلغی حداقل 500 هزار تومان خرج کند. طبیعی است که این گونه خانوادهها از خیر سینما میگذرند و به سمت سرگرمیها و تفریحات ارزانتر میروند، یا اگر خیلی علاقهمند به سینما باشند صبر میکنند وقتی فیلمها وارد چرخه اکران برخط شدند، از آنها بهره ببرند. محدود شدن مشتری تالارهای نمایش فیلم به قشرهای مرفه و برخوردار جامعه، یک مشکل بزرگ برای سینمای متعهد و آرمانگرا بوده و خواهد بود.
در اغلب مواقع، ثروتمندان علاقه کمتری به تماشای آثاری با درونمایههای آرمانگرایانه- نظیر فیلمهای انقلابی و دفاع مقدسی- دارند. این افراد غالباً یا مشتری کمدیهای سبک و بیمغز هستند یا آثار بیدرد و عصاقورت داده روشنفکرنما! بنابراین، افزایش قیمت بلیت سینماها مساوی است با ریزش تماشاگران فیلمهای فرهنگی و دارای شاخصهای ارزشمند و در مقابل، نوعی حمایت غیرمستقیم است از فیلمهای مبتذل و بیمحتوا!