ليست سوخته و انتظار غافلگيري

روزهاي ششم و هفتم بيست و نهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر با شب و روز سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي همزمان بود. اين هم از عجايب سينماي ماست كه در اين هنگامه آثاري كاملاً متعارض با اين مناسبت بزرگ و ملي به نمايش درآمده آن هم در جشنواره اي كه حيات، نام و اعتبارش مديون اين پيروزي است. درست در لحظاتي كه درون جامعه شور و غوغاي جشن بود و نورافشاني و گلبانگ تكبير فضاي كشور را فراگرفته و مردم براي حضور در راهپيمايي 22 بهمن آماده مي شدند، در مركز جشنواره فجر فيلم هايي چون «گلچهره» و «يكي از ما دو نفر» به نمايش درآمد.
اين اتفاق، فرداي آن شب، يعني درست در سالگرد پيروزي انقلاب هم تكرار شد و آثاري در اين روز روي پرده تالار برج ميلاد رفت كه هيچ نشاني از آن حماسه بزرگ، كه عشق به آن هنوز هم چون چراغي درون سينه عاشقان را گرم و روشن نگه مي دارد نداشتند. (البته خارج از فضاي جشنواره نيز سياهه اي به نام «آتشكار» در حال نمايش است كه مقصد و مقصودش، خاموش كردن همين چراغ است) چه خوش گفت و نوشت، سيد شهيدان اهل قلم كه مشكل بزرگ سينماي ايران بي هويتي است؛ «اعتراض اصلي ما به سينماي ايران متوجه همين معناست كه چرا سينماي پس از انقلاب، هويتي ايراني ندارد و چرا سينماي ايران از جواب گفتن به غايات فرهنگي و انقلابي اين امت عاجز است..»
و اين درد را هر سال در آثار جشنواره فيلم فجر مي بينيم و احساس مي كنيم. به راستي، آن 50 ميليون نفري كه در اين روز به خيابان ها آمدند و عشق را ستودند و زشتي را طرد كردند در كجاي فيلم هاي آن شب و اين روز بودند؟
دردناك و غمناك است كه دقيقاً در روز 22 بهمن، در مركز جشنواره فيلم فجر، يك فيلم فارسي به تمام معنا به نمايش درآمد كه حرفي جز ستايش و تمجيد از سينماي فاسد و غيرانساني ستمشاهي ندارد. فيلم «كوچه ملي» را مي گويم... بگذريم!

انتظاري جز اين نداشتيم
فيلم «گزارش يك جشن» دور از انتظار نبود. از قبل هم حدس مي زديم كه با يك «هياهوي بسيار براي هيچ» رو به هستيم. مدت هاست كه نام حاتمي كيا را در ليست فيلمسازاني كه ستاره بخت شان غروب كرده و از قله به پايين سرازير شده اند ثبت كرده ايم؛ تمام شد!
دايره سرگرداني
متأسفانه جشنواره امسال، پرشده از هياهوهاي بسيار براي هيچ و پاك تر از هيچ. فيلم جديد اصغر فرهادي هم از همين دست است. فيلمي كه مي توان آن را نوعي دايره سرگرداني بدانيم و در آن همه چيز بلاتكليف و سردرگم است. فيلمنامه به شدت از هم گسيخته است و در طول داستان، بي آن كه گرهي باز شود، گره هاي جديدي ايجاد مي شود.

بازگشت به يك سال قبل
يك سال پيش و در بيست و هشتمين دوره جشنواره فجر، با چند غافلگيري مواجه شديم. در آن جشنوره از افراد و فيلم هايي كه فكر مي كرديم ما راشگفت زده مي كنند، حرف خاصي نديديم. برعكس، كساني كه اصلاً فكرش را نمي كرديم، كاري كردند كارستان! مثلاً فيلم «نفوذي» يكي از آن آثاري بود كه روي آن هيچ حسابي را بازنكرده بوديم. اما پس از تماشاي آن باور نمي كرديم كه دو فيلمساز بي نام و نشان اين كار بزرگ را انجام دادند. اين شد كه احمد كاوري و مهدي فيوضي ستاره جشنواره قبلي شدند. همچنين «طلا و مس» همه را مجذوب و مفتون زيبايي و بي آلايشي خودش كرد. آن هم در شرايطي كه هيچ كس از همايون اسعديان، چنين انتظاري را نداشت. جشنواره پارسال به ما آموخت كه نبايد نام هاي نامشهور و افراد بي ادعا را دست كم گرفت. اين مقدمه چيني ها را كردم تا بگويم در جشنواره امسال هم بايد منتظر همين غافل گيري ها شد. هرچند در واپسين روزهاي اين همايش به سرمي بريم، اما در زمان نگارش اين مطلب، هنوز حدود 15فيلم از بخش مسابقه به نمايش درنيامده است. فيلم هايي كه هريك مي توانند و ممكن است جشنواره را به اوج برسانند.
نكته ديگر اين كه اتفاقات سال هاي اخير سينماي ايران، از جمله جشنواره امسال گوياي آن است كه نسل هاي قبلي سينماي ما، ديگر حرف چنداني براي گفتن ندارند. درهمين چند روز گذشته، خيلي از اين كارگردان هايي كه صاحب نام و شهرتي هستند و معمولا نشريات تخصصي سينمايي بزرگ مي پندارندشان آثاري معمولي و سطح پايين به مخاطب جشنواره ارائه دادند. متأسفانه ليست كارگردان هايي كه روزگاري در اوج بودند، اما نزول كردند در سينماي ايران بلندبالاست. اين افراد مدت هاست كه دچار روزمرگي شده اند و ديگر فيلم خوب و جريان ساز نمي سازند.
به همين دليل، تنها اميد ما به نسل جديد و افراد تازه نفس تر است. مثل همان افرادي كه نامشان را ذكر كردم و بهترين آثار جشنواره گذشته را توليد كردند.

بي نظمي مستمر
امسال هم جشنواره فيلم فجر يكي از بي نظم ترين دوره هاي خودش را پشت سرمي گذارد. به نظر مي رسد كه جشنواره بيست و نهم درتعبير برنامه نمايش فيلم ها، ركوردشكني كرده باشد. در مركز جشنواره تقريبا هر روز جدول آثار تغيير مي كند. اين مسئله روز جمعه به اوج خودش رسيد و حاضران، براي تماشاي فيلم ها مدت هايي طولاني صبر كردند، به طوري كه يكي از فيلم هاي اين روز با حدود يك ساعت تاخير به نمايش درآمد.

غافلگير مي شويم
سه، چهار روز باقي مانده از جشنواره، خيلي گرم تر و غافلگيركننده تر از چند روز گذشته خواهدبود. زيرا آثار نسل جديد سينماي ما كه همه اميدمان به آن هاست، درهمين روزها خودنمايي خواهدكرد. نكته جالب اين است كه فيلم هاي اين طيف، درست در لابه لاي آثار فيلمسازان كهنه كار و پر نام و نشان اكران مي شود. اين قرابت و رقابت مي تواند جذاب باشد.
بيست و نهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر در حالي به پايان نزديك مي شود كه احتمالا با چند غافلگيري و شگفتي روبه رو شويم. غافلگيري هايي كه ما را نسبت به آينده سينماي ايران بيش از هر زمان ديگري اميدوار مي كند.