نگاهي به فيلم «تلألو» به بهانه ساخت فيلم ضداسلامي
اوج گيري جنون در شكنجه گاه بهشت زميني!
با اينكه بيش از 30 سال از ساخت فيلم «تلألو» يا «درخشش» (the shining) به كارگرداني استنلي كوبريك مي گذرد، اما نه تنها تاريخ مصرف اين فيلم نگذشته كه امروز بيش از گذشته مي توان واقعيت هاي جامعه مبدأ فيلم را در آن ديد و دريافت. به ويژه در اين شرايط كه ساخت فيلم ضداسلامي و ضدانساني اخير-هرچند نمي توان نام فيلم بر آن گذاشت- عليه پيامبر اعظم(ص) از سوي عناصر و دستگاه هاي وابسته به حاكمان غربي، باطن خشونت طلب و اخلاق ستيز آن ها را بيشتر از گذشته برملا كرده است.

يكي از قابليت هاي توليدات رسانه اي ، بخصوص سينما اين است كه نمايانگر اوضاع و احوال جوامع توليد كننده اين آثار هستند. به همين دليل نيز از رسانه هايي چون تلويزيون و سينما با عناويني چون جعبه و آينه جادو تعبير مي شود. درواقع، فيلم توهين آميز اخير، كه به انواع شاخص ها و ويژگي هاي منفي و سخيف و موهن، از ابتذال و استهجان گرفته تا بي مايگي ، سطحي گرايي ، عصبانيت ، ضعف ساختاري و ... مبتلاست، نمايان كننده روياها و آرزوهاي سازندگان و سفارش دهندگان اين فيلم است. هم از اين رو نيز نمي توان مسئله توليد اين فيلم را بدون درنظر گرفتن وضع و موقعيت كنوني غرب سياسي و ايدئولوژيك به سركردگي سرمايه دارهاي صهيونيست بررسي كرد. موقعيتي كه پس از گذشت 32 سال از ساخته شدن فيلم «تلألو» مي توان در اين فيلم بعينه ديد. گويي استنلي كوبريك آينده تمدني كه خود زاده آن است را در اين فيلم پيش بيني كرده است.
فيلم «تلألو» كه اقتباسي است از رماني نوشته استيون كينگ، روايتي از سقوط و جنون مردي به نام جك تورنس (با بازي جك نيكلسون) است. جك مسئوليت محافظت از يك هتل در منطقه اي دور افتاده و كوهستاني را كه در فصل زمستان خالي و بلااستفاده مي شود را برعهده مي گيرد و به همراه همسر و تنها فرزندش در آن ساكن مي شوند. محيط بزرگ و نماي زيباي هتل و همچنين امكانات فراواني كه در آن وجود دارد، اين خانواده را مفتون آنجا مي كند. اما رفته رفته اوضاع به گونه اي ديگر مي شود. با گذشت زمان، جك دچار نوعي روان پريشي و جنون مي شود و به همسر و فرزندش حمله مي كند تا آن ها را بكشد و ... .
بي ترديد آنچه فيلم «تلألو» را در تاريخ سينماي جهان برجسته كرده، فقط به ايجاد موقعيت هاي ترسناك با خلق ميزانسن و فضاسازي هاي منحصر به فرد محدود نمي شود، بلكه همان طور كه اشاره شد، كوبريك در اين فيلم چشم انداز و آينده نظام سرمايه داري و ماترياليستي غرب را ترسيم كرده است. آينده اي كه هم اكنون به وقوع پيوسته است.
جك تورنس را در اين فيلم مي توان نماينده و نمادي از نظام سياسي و اقتصادي غرب مدرن دانست. هدف او از حضور در هتل، آسودگي و كسب درآمد و همچنين تبديل كردن ايده هاي ذهني اش به رمان است، غافل از اينكه اين مكان به ظاهر زيبا و مرفه، براي وي تبديل به كانون بحران و سقوط مي شود. جك تورنس شخصيتي بي دين و مبتلا به خلأ معنوي است. او همچنين براساس اشارت هاي فيلم، از بي اخلاقي و بي قيد و بند بودن رنج مي برد. پوچي و بي هدفي در زندگي از يك طرف و انزوا و تنهايي از سوي ديگر به مرور زمان جك را به ديوانه اي تبديل مي كند كه حتي تحمل صحبت با نزديك ترين اعضاي خانواده خود را نيز ندارد. به طوري كه يك گفت و گوي ساده با همسرش را تبديل به منازعه اي تلخ كرده و واكنش هاي عصبي و توهين آميزي را به خورد زن بي نواي خود مي دهد. جك كه خانواده اش را با وعده زندگي در بهشتي زميني به هتل آورد، آنجا را به يك زندان و شكنجه گاه براي آن ها تبديل مي كند. توجيه او براي ماندن در آن محل، تعهد به قراردادي است كه با كارفرماهايش براي محافظت از هتل بسته بود. وي حتي راه هاي فرار همسر و فرزندش از آنجا را نيز مسدود مي كند. در پايان ديوانگي جك به حدي مي رسد كه هر كس در مقابلش قرار مي گيرد را مي كشد. هرچند كه درنهايت زن و كودك از شر او فرار مي كنند و جك كه در يك لابيرنت گير افتاده و سرگردان شده سرانجام از سرما يخ مي زند و مي ميرد. حكايت امروز سردمداران غرب
صليبي-صهيوني و اداره كننده هاي سلطه بر جهان همچون موقعيت جك تورنس در دوره اوج گيري جنون در فيلم «تلألو» است؛ خشم و عصبانيت، فحاشي و توهين به ديگران ، سركوب هركس كه بخواهد از محدوده قدرت او بگريزد و سرگرداني در يك هزارتوي پرپيچ و خم. آيا نظام سرمايه داري صهيونيستي حاكم بر جهان به سرنوشت ضدقهرمان اين فيلم دچار خواهد شد؟
این یادداشت در روزنامه کیهان منتشر شده است.