كشورهاي مستقل و لزوم اتحاد فرهنگي در برابر غرب
اجلاس كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد درحالي به ميزباني تهران برگزار مي شود كه محورهاي اين اجلاس به حوزه هاي سياسي، اقتصادي، بين المللي محدود شده و مسائل فرهنگي در آن کمتر هدف بحث قرار گرفته است. اين درحالي است كه اصلي ترين دشمن كشورهاي حاضر در اجلاس مذكور، نظام سرمايه داري حاكم بر جهان است و اين نظام امروزه بيش از هر زمان ديگري در پي حفظ و توسعه قوا و قلمروي خود با استفاده از ابزارها و روش هاي فرهنگي است. بهترين مصداق و تجلي بهره بري از مكانيسم هاي فرهنگي از سوي امپرياليسم سرمايه داري، فيلم هاي هاليوودي هستند.
برخلاف گفتمان غالب بر مجامع روشنفكري و نقد فيلم در ايران كه نوع مواجهه با سينماي غرب را در چارچوب هنر براي هنر و تحليل ساختاري و به اصطلاح «نقد فرم» محدود مي دانند، سينماي امروز جهان و به ويژه هاليوود «وضعيتي» به شدت ايدئولوژيك دارد. در واقع، فيلم هاي هاليوودي از اهرم هاي تبليغاتي حكومت آمريكا محسوب مي شوند كه اهداف سياسي و اقتصادي كاخ سفيد را در داخل و خارج از ايالات متحده پشتيباني مي كنند.
اين موضوعي است كه خود نظريه پردازها و منتقدان آمريكايي نيز به آن اذعان دارند. از جمله نوام چامسكي كه رسانه هاي كشورش- كه «هاليوود» از مهم ترين آنهاست را- ابزار سركوب مردم و ساير ملل مي داند. يا ريك آلتمن، استاد دانشگاه پرينستن آمريكا كه فيلم هاي هاليوودي را عامل اصلي ترويج فرهنگ آمريكا در دنيا معرفي مي كند.
اما شيوه ترويج ايدئولوژي در هاليوود با آنچه در سينماي كشورهاي بلوك شرق و شوروي سابق در دوران جنگ سرد رواج داشت، تفاوتي اساسي دارد. فيلم هاي ايدئولوژيك حكومت هاي كمونيستي، رويكردي تبليغاتي و پروپاگاندا داشتند. به همين دليل بسياري از اين گونه فيلم ها، كاركردي متفاوت مي يافتند و نه تنها مخاطب خود را به آرمان هاي چپ گرايانه علاقه مند نمي كردند كه گاهي تأثيري معكوس گذاشته و تماشاگر خود را نسبت به ايدئولوژي ماركسيستي و جامعه سوسياليستي منزجر مي كردند. سبك و سياق هاليوود، كاملا برعكس است؛ اتفاقا بسياري از فيلم هاي آمريكايي كه ظاهري غيرسياسي و يا اعتراضي و انتقادي دارند، نسبت به فيلم هاي سياسي نافذتر هستند. اما در اين ميان، فيلم هاي تجاري و سرگرم كننده كه هرساله به طور انبوه و متعدد توليد شده و در كشورهاي مختلف جهان تكثير مي شوند، بيشترين نقش را در تبليغ اهداف حكومت آمريكا دارند. فيلم هايي كه در قالبي جذاب و پرزرق و برق به مثابه كلاس آموزش زندگي مصرفي عمل مي كنند. يكي از شاخصه هاي اصلي ايدئولوژي سرمايه داري، فرهنگ به بيان بهتر، مرام مصرف گرايي است. مصرف گرايي، رگ حيات سرمايه داري (كاپيتاليسم) است. چون شاكله اصلي نظام سرمايه محور جهان را شركت هاي چندمليتي و كمپاني هاي بزرگ اقتصادي و تجاري تشكيل مي دهند. اين مجموعه هاي سوداگر و پول پرست، براي بازاريابي و سود بيشتر، متكي به مصرف روزافزون توده ها و ملت ها در نقاط مختلف جهان هستند.
نكته مهم اين است كه اكثر كمپاني هاي توليد فيلم در هاليوود، از شعبه ها و شركاي تجاري شركت هاي بزرگ اقتصادي به حساب مي آيند. به طوري كه «برنا كولمن» از كارشناسان مطالعات رسانه اي در آمريكا طي مقاله اي با عنوان «مالك واقعي رسانه ها كيست؟» اذعان كرده بود كه تمامي رسانه ها، روزنامه ها و نشريات، شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي، كمپاني هاي توليد فيلم و موسيقي و بازي هاي رايانه اي در آمريكا تحت سيطره 6 شركت به نام هاي «سوني»، «نيوز كورپ»، «واياكام»، «وايوند يونيورسال»، «تايم وارنر» و «والت ديسني» هستند.
اين نويسنده همچنين در مقاله خود نوشته بود كه درآمريكا اين صاحبان منافع (سرمايه داران) هستند كه به طور مستقيم بر رسانه ها تاثير مي گذارند.
اما فيلم هاي هاليوودي از طرق و مسيرهاي مختلفي، فرهنگ مصرف گرايي را رواج مي دهند. عمده ترين شيوه اين فيلم ها، تخريب فرهنگ و شيوه هاي زيستي سنتي و بومي در جوامع و تزريق سبك زندگي غربي در بطن و لايه هاي اجتماعي كشورهاي گوناگون است. البته اين كار به شيوه اي غيرمستقيم و در قالب درام، فضاسازي و شخصيت پردازي صورت مي گيرد. سبك زندگي، مهمترين پايه و نمايه اصلي فرهنگ و هويت در ملت ها و اقوام است. در واقع، سبك زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها را تشكيل مي دهد. نوع تغذيه، آرايش، پوشش، نحوه بهره گيري از هنر و رسانه ها، روابط اجتماعي و خانوادگي، دكوراسيون منزل، لحن سخن گفتن و... از جمله نمودهاي عيني و ساده سبك زندگي است.
اهميت موضوع سبك زندگي به اين برمي گردد كه طي سال هاي اخير، محور اصلي آنچه «جنگ نرم» غرب عليه ايران خوانده مي شود، تغيير شيوه زندگي مردم كشورمان بوده است. يكي از اولين نظريه پردازهايي كه اين موضوع را مطرح كرد، فرانسيس فوكوياما بود. او براي ويران ساختن نظام انقلابي و تازه تاسيس ايران و تحميل مجدد سلطه غرب بر مردم كشورمان، نظريه «ميكروپولتيك سلائق و ميكروفيزيك قدرت» را مطرح كرد. بنابراين نظريه، براي شكست دادن مردم ايران در برابر زورگويي هاي غرب، به جاي نبرد نظامي، بايد سلايق و تمايلات شهروندان ايراني تغيير كند. بر اين اساس، فعاليت هاي فرهنگي، تبليغاتي و رسانه اي غرب و برخي افراد و جريان هاي داخل كشور بر مدار جايگزين كردن تمايلاتي چون مصرف گرايي، اباحه گري، رفاه طلبي و پيروي از غرايز به جاي آرمان هايي چون از خودگذشتگي، شهادت طلبي، جوانمردي و پيروي از ارزش هاي ديني پي گيري شده است. بر پايه اين نظريه، در صورت اين جابه جايي، ملت ايران بدون شليك حتي يك گلوله در مقابل غرب شكست خورده و سلطه آن ها را مي پذيرد.
اين جريان، از سوي اكثر فيلم هاي سرگرم كننده سينماي آمريكا درحال انجام است. حتي خيلي از فيلم هايي كه در كشورها با مجوز قانوني هم منتشر شده اند، مبلغ سبك زندگي غربي و مصرف گرايانه هستند. فيلم هايي چون «پنگوئن هاي آقاي پايپر»، «مأموريت غيرممكن»، سريال «گمشدگان» (لاست) و... نمونه هاي اخير اين گونه آثار هستند. بسياري از فيلم هاي آمريكايي كه در تلويزيون پخش مي شوند به همين وضعيت دچار هستند. «مرد عنكبوتي» گوياترين مثال در اين زمينه است.دسته ديگر از فيلم هايي كه كاركرد پررنگي در ترويج مصرف گرايي و ايدئولوژي سرمايه داري دارند، فيلم هاي جادو محور هستند. فيلم هايي چون «هري پاتر»، «ارباب حلقه ها» و... كه هدفشان تخريب معنويت و دينداري، از طريق تلقين خرافات و موهومات است. تزريق افسردگي و پوچي در زندگي نيز، از ديگر شاخص هايي است كه توسط بسياري از فيلم هاي هاليوودي صورت مي گيرد. فيلم هايي چون «قوي سياه»، «زندگي غم انگيز» و... داراي چنين رويكردي هستند. مسئله مهم اين است كه انسان ها هرچه بيشتر دچار افسردگي و پوچي مي شوند، گرايش بيشتري نيز به مصرف پيدا مي كنند. به طور مشخص، مصرف مواد آرايشي، فست فودها، مواد مخدر و مشروبات الكلي كه از سوي شركت هاي تجاري آمريكا و هم پيمانانش توليد مي شوند، با بالا رفتن ميزان ناراحتي هاي رواني، افزايش مي يابد.
ستاره سالاري از ديگر مكانيسم هاي تحكيم و گسترش ايدئولوژي كاپيتاليسم در جهان است. ستاره هاي هاليوودي، الگوهايي براي سبك زندگي مصرفگرا و سفيران و نمايندگاني براي انتشار فرهنگ غربي هستند.
يكي ديگر از مكانيسم هاي ترويج مصرف گرايي در جهان، جشنواره هاي سينمايي غربي هستند. مراسم اسكار و جشنواره هايي چون كن، ميداني براي نمايش انواع جديد مد لباس و آرايش و جواهرات گران قيمت و توليد شده از سوي همان كمپاني هاي بزرگ اقتصادي است.
به اين ترتيب، هاليوود و به طور كلي محصولات و برنامه هاي رسانه هاي غربي، تنها به حوزه فرهنگ محدود نمي شوند، بلكه در عين حال، مقوله هايي سياسي، اقتصادي و امنيتي هم هستند. فيلم هاي آمريكايي، مانند بسياري ديگر از رسانه هاي غربي، تهديدي عليه استقلال و امنيت كشورهاي مستقل جهان محسوب مي شوند. به همين دليل كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد، براي عمل به تعهدات خود در قبال ملت هاي خويش مجبور هستند در اين حوزه نيز مقاومت كنند.
اجلاس درحال برگزاري، محل خوبي است براي همكاري و اتحاد اعضاي اين جنبش بين المللي تا براي ايجاد كارزارهاي مقاومتي در برابر هاليوود و مقابله به مثل فرهنگي و رسانه اي در برابر دولت هاي غربي، برنامه ريزي و سياستگذاري شود.
این یادداشت در روزنامه کیهان منتشر شده است.

