هاليوود ستيزي با كدام فيلم؟
در شرايطي كه توليد فيلم هاي ضدايراني در هاليوود -به عنوان يكي از حربه هاي تبليغاتي آمريكا عليه نظام جمهوري اسلامي- رو به افزايش است، سينماي ما همچنان نه تنها در نوعي انفعال و موضع خنثي به سر مي برد، كه گاه برخي فيلم هاي ساخت داخل در راستاي تخريب وجهه ايران در جهان تأثير مي گذارند.
وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي چند روز پيش در گفت و گويي از برنامه هاي اين وزارتخانه براي مقابله با فيلم هاي ضدايراني هاليوود خبر داد و گفت:«برگزاري همايش هاليووديسم، برپايي هفته هاي فيلم ايران در ساير كشورها، دعوت از هيئت هاي سينمايي جهان، شناسايي كارگردان ها و فيلمسازان غربي منتقد شرايط فعلي جهان و توليد فيلم مطابق با استانداردهاي جهاني و اكران در سطح دنيا از برنامه هاي اين وزارتخانه براي مقابله با فيلم هاي ضدايراني هاليوود است.» اما واقعيت اين است كه تمام اين برنامه ها در نهايت وقتي تبديل به جريان شده و تأثير مي گذارند كه به توليد فيلم و اكران جهاني اين توليدات بينجامند.
به عنوان مثال يكي از اتفاقات مثبتي كه طي سال هاي اخير افتاده، برگزاري همايش هاليووديسم و حضور تعدادي از فيلمسازان دگر انديش غربي در ايران بوده، اما خروجي همه اين برنامه ها، چند سخنراني كليشه اي بوده كه بازتاب چنداني هم پيدا نكردند. البته دست اندركاران سينماي كشورمان با يكي از اين هنرمندان به نام »ديه دونه« اهل كشور فرانسه براي ساخت يك أثر مشترك به توافق و مرحله عمل هم رسيدند، اما با گذشت دو سال هنوز از حاصل اين همكاري كه تله فيلم «صهيونيست ستيز»(با نام قبلي يهودستيز) است هيچ خبري نشده و حتي در داخل كشور هم به نمايش درنيامده، چه رسد به عرصه بين المللي.
اما جديدترين توافق مديريت سينمايي براي ساخت فيلم مشترك براي حضور در جهان، فيلم »لاله« است كه به تازه ترين چالش اين مديريت در برابر منتقدان تبديل شده است. ساخت فيلم درباره يك دختر رالي باز با هدف«پاسخ دادن به تبليغات ضدايراني»، آن هم به وسيله يك فيلمساز سطح پايين كه دستي هم در ساخت فيلم هاي ضداخلاقي آن هم در فاسدترين دستگاه سينمايي جهان يعني هاليوود دارد هم از آن تصميم هايي است كه نمي توان هيچ توجيه عقلاني براي آن يافت. برفرض كه اين فيلم بنابر ادعاي آقايان، تصويري مثبت از ايران نشان دهد و فضايي متفاوت با آنچه غربي ها درباره وضعيت كشورمان تبليغ مي كنند را ترسيم نمايد. آيا آقايان نمي دانند كه «دختر رالي باز» اساسا نمادي از غرب زدگي نسل جوان ايراني شناخته مي شود؟ يعني فيلم «لاله» در بهترين حالت روايتي درباره تسليم شدن جامعه ايران در برابر فرهنگ مهاجم غربي و استحاله دختران جوان ايراني در سبك زندگي و الگوهاي رفتاري و شخصيتي آمريكايي است. خب اين كجايش نوعي پاسخ به تبليغات ضدايراني هاليوود محسوب مي شود؟ گويا رابرت تيت نويسنده روزنامه تلگراف انگليس خيلي زودتر از برخي از دوستان ما اين موضوع را فهميده و نوشته: «لاله صديق (قهرمان فيلم لاله) نمادي از زنان ايراني است كه براي استقلال فكري خود در جامعه اي مردسالار به مبارزه مي پردازند.»
يك فيلم و به طور كلي يك أثر هنري زماني مي تواند فرهنگ و تمدن و جامعه ايراني را در جهان نمايندگي كند كه ملهم از جهان بيني و ارزش ها و آيين هاي بومي كشورمان باشد. چطور مي توان فيلمي را كه مضموني جز غلبه فرهنگ غربي بر ايران و جوانان و زنان آن را روايت نمي كند، نماينده سينماي ايران در جهان دانست؟
يكي ديگر از موضوع هايي كه جناب وزير ارشاد به عنوان برنامه هاي وزارتخانه تحت مديريت خويش براي مقابله با فيلم هاي ضدايراني هاليوود عنوان كرده اند، برگزاري هفته هاي فيلم در خارج از كشور است. البته اين برنامه هم مي تواند موثر باشد، به شرطي كه در انتخاب فيلم ها دقت بيشتري صورت گيرد. چون متأسفانه در بسياري موارد آثاري به هفته هاي فيلم خارج از كشور اعزام مي شوند كه به جاي خنثي سازي تبليغات ضدايراني، خود نوعي تخريب وجهه و چهره ايران و ايراني محسوب مي شوند.
نمونه اخير، برگزاري هفته فيلم هاي ايراني در برلين است كه توسط موسسه رسانه هاي تصويري برگزار شد. نكته عجيب اين بود كه دقيقا فيلم هايي براي نمايش در اين هفته انتخاب شدند كه اغلب القاگر وجود بحران و گسست و ناهنجاري در جامعه ايران هستند. فيلم هايي كه نه تنها قابليت بازسازي تصوير جامعه امروز ايران را نزد مخاطب خارجي ندارند كه بيشترشان فيلم هايي بي هويت و خالي از رويكرد بومي و فرهنگ ايراني هستند.
مشكلي كه اغلب درباره معرفي نمايندگان سينماي ايران در جشنوراه ها و محافل خارج از كشور هم رخ مي دهد. چند ماه قبل فيلم «جدايي نادر از سيمين» به عنوان نماينده ايران در مراسم اسكار اعزام شد. اين درحالي است كه مالكان و مديران اسكار دشمنان سرسخت و بي رحم كشور و مردم ايران هستند و اسكار در واقع يكي از بازوهاي تبليغاتي رژيم جنگ طلب حاكم بر ايالات متحده محسوب مي شود. حاكميتي كه از هيچ ترفندي براي ضربه زدن به ملت ايران كوتاهي نمي كند و حتي اگر در توانش باشد حاضر است با انواع تسليحات كشتار جمعي مردم سرزمين ما را از حق زندگي كردن نيز محروم كند. آن وقت ما نه تنها با شيفتگي به استقبال محفل سينمايي اين رژيم مي رويم كه فيلمي را به عنوان نماينده سينماي كشورمان ارسال مي كنيم كه دقيقا در راستاي تبليغات و خواسته هاي آن هاست.
اتفاقي كه در جشنواره اخير فيلم كن نيز افتاد و فيلمي به نمايندگي از ايران به آنجا رفت كه در شان كشور ما نبود. شايعه شده بود كه قرار است فيلم «خانه پدري» نيز از سينماي ايران به جشنواره ضدايراني ديگري به نام ونيز حضور يابد كه خوشبختانه تكذيب شد. چون اين فيلم هم از آثاري است كه چهره كشورمان را نزد مخاطب خارجي مخدوش مي كند.
حال بايد پرسيد كه سينماي ايران با كدام فيلم ها قصد مقابله با هاليوود را دارد؟ اگر فيلم مناسبي براي حضور در مجامع جهاني نداريم -كه البته تعداد انگشت شماري هست- لااقل اي كاش از حضور فيلم هاي سياه نما و تخريب كننده چهره ايران در عرصه بين المللي جلوگيري مي شد.
این یادداشت در روزنامه کیهان منتشر شده است.